الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

37

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

در حديث ديگرى از امام صادق ع مىخوانيم كه در تفسير اين آيه فرمود : اوتى معرفة امام زمانه : « حكمت اين است كه لقمان نسبت به امام و رهبر الهى عصر خود آگاهى داشت » ( 1 ) . روشن است هر يك از اينها يكى از شاخه‌هاى مفهوم وسيع حكمت محسوب مىشود و با هم منافاتى ندارد . به هر حال « لقمان » به خاطر داشتن اين حكمت به شكر پروردگارش پرداخت او هدف نعمتهاى الهى و كاربرد آن را مىدانست ، و درست آنها را در همان هدفى كه براى آن آفريده شده بودند به كار مىبست ، و اصلا حكمت همين است : « به كار بستن هر چيز در جاى خود » بنا بر اين « شكر » و « حكمت » به يك نقطه باز مىگردند . در آيه ، ضمنا نتيجه « شكران » و « كفران » نعمتها به اين صورت بيان شده كه « شكر نعمت به سود خود انسان » و « كفران نعمت نيز به زيان خود او است » چرا كه خداوند از همگان بى نياز است ، اگر همه ممكنات ، شكرگزارى كنند چيزى بر عظمتش افزوده نمىشود ، و « اگر جمله كاينات كافر گردند ، بر دامن كبرياش ننشيند گرد » ! « لام » در جمله * ( أَنِ اشْكُرْ لِلَّه ) * لام اختصاص است و « لام » در لنفسه لام نفع است بنا بر اين سود شكرگزارى كه همان دوام نعمت ، و افزايش آن ، به اضافه ثواب آخرت است عائد خود انسان مىشود ، همانگونه كه زيان كفران فقط دامان خودش را مىگيرد . تعبير به « غنى حميد » ، اشاره به اين است كه شكرگزار در برابر افراد عادى يا چيزى به بخشنده نعمت مىدهد ، و يا اگر چيزى نمىدهد با ستايش او مقامش را در انظار مردم بالا مىبرد ، ولى در مورد خداوند هيچيك از اين دو

--> ( 1 ) « نور الثقلين » جلد 4 صفحه 196 .